تبليغاتX
تاملات

تاملات

 

- مامان اين مغازه‌هه لُپ‌لُپ داره...!
- مي‌دونم. خيلي مغازه‌ها لُپ‌لُپ دارن (!!)
- ... ، ... ، چيطور سيگار که چارصد تومنه هيچي نيس، هي مي‌خري، مي‌خري، مي‌خري...!

-------------


    سه‌شنبه هفته گذشته نوبادي بديدار محمدجعفر مصفا در غرفهء نشر قطره رفت. يک مشت عکس گرفت و يک مشت صدا ضبط کرد. مي‌خواهد صداي صحبتش با مصفا را بتواند اينجا بگذارد، اما راستش بلد نيست چطوري! هرکي مي‌دونه چطوري ميشه مثل سايت مصفا صدا رو گذاشت توي صفحه لطفاً راهنمايي کنه.
    اين از اين.
    حسن جان، يکي از اون چيزهايي که نوبادي مي‌خواست در مورد روش مصفا بگه و نگفت اين بود که مصفا و کريشنامورتي کمتر ( و شايد اصلاً نه!) روش عملي پيشنهاد مي‌کنند.(منظور لم نيست ها!). باز کريشنامورتي تک و توک يک چيزهايي به مخصوصاً جوون‌ها مي‌گه، اما مصفا هيچ! من که نديده‌ام.
    توي يکي از کتاب‌هاي کريشنامورتي، ايشون (يعني کريشنامورتي) به چند تا پسر جوان هجده نوزده ساله مي‌گه که خوب غذا بخوريد و خوب ورزش کنيد. نوبادي مي‌خواد بگه از اين ورزش غافل نشيد. تاثيرش فوق‌العاده است! خيلي از کساني که کتاب‌هاي روانشناسي و خودشناسي مي‌خونند، اصولاً داراي گرفتگي روحي و ملالت زيادي هستند. درسته که آگاهي شرط اول – ببخشيد، حرف اول – رو مي‌زنه، اما يک سري روش‌هاي عملي (مثل همين ورزش کردن، دويدن، بطور مرتب به کوه يا استخر شنا رفتن، وخيلي چيزهاي ديگه که بعداً – که خدا مي‌دونه کي باشه!- خواهيم نوشت) هست که تاثير جسمي فوق‌العاده داره و فرد رو حداقل تا حدودي سرحال مياره تا قواي عقلي‌اش کمي سر جاشون بيان و بتونه مطالب خودشناسي رو درک کنه.
    نوبادي با خيلي‌ها برخورد داشته که از شدت وجود خشم و ميل نفرت‌ورزيدن و همينطور اضطراب شديد، اصلاً توان فهم کتاب‌هاي خودشناسي و يا تمرکز براي گفتگو را نداشته‌اند. و بي‌اغراق، خيلي از ما اينطوريم!
    حالا اينجاست که وجود يک برنامهء ورزشي منظم که فرد بهش پابند باشه و براي خودش الزامي بدونه خيلي موثر مي‌افته. از همين فردا برو باشگاهي، استخري، جايي اسم بنويس و تاثيرش رو حتي پس از يکي دو هفته در روحيه‌ات مشاهده کن. مداوا مقرر است!!
    فعلاً خدافظ تا بعد.
    فيلم کمال تبريزي؟
    باشه براي بعد!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1385ساعت   توسط nobody  | 

    کمال تبریزی هم داره کم کم میوفته تو کوزهء سمبلیسم. البته افتاده از چندی پیش. ولی این بار خیلی عمیق‌تر.

    "يک تکه نان"ش رو ديدم. جالب بود. يه وقتي حوصله کنيم درباره سمبل‌هاش بنويسيم. مخصوصاً آخرهاي فيلم خيلي سوپرسيمبوليک شده بود و حسابي عرفاني. (کندن اسم سرباز از روی لباسش، بخصوص و چیزهای زیاد دیگه)

    اگه تو هم دیدی این فیلم رو، بنویس. ولی عرفانی‌کارانه بنويس‌ها!

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم اردیبهشت 1385ساعت   توسط nobody  | 

    یکی از خصوصیات خیلی خوب کریشنامورتی - در مقایسه با روش نوشتن و بحث مصفا - اینه که وقتی کسی با کریشنامورتی شروع به صحبت و بحث می‌کنه، کريشنامورتي طوري رفتار مي‌کنه و اختيار بحث رو طوري بدست مي‌گيره که طرف حتي اگه قبلاً کوچکترين مطالعه‌اي از نوشته‌ها يا حرف‌هاي کريشنامورتي نداشته باشه، تا به عمق مطلب هدايت مي‌شه. و در عين حال اينطور هم نيست که کريشنامورتي کل مطلب رو قلپي بذاره در اختيار طرف. بلکه با اشاره‌هاي خيلي دقيق طرف رو متوجه موضوع مي‌کنه.

    اين روش خاص و در عين حال ساده و زيباي کريشنامورتي خيلي جذابه. در مقابل اين روش، اگه بخواهيم با روش مصفا مقايسه کنيم، بايد بگيم اگه شما با مصفا بخواهيد صحبت و بحث (جر و بحث نه ها!) بکنید، بدون شک باید قبلاْ کتابهایش را - بخصوص "تفکر زائد" - مطالعه کرده باشید. و الا سخته که با هم به یک توافق برسید و بتوانید براحتی همدیگر را بفهمید.

    نوبادی این موضوع رو با خود مصفا هم در میون گذاشت و مصفا هم موافق بود. می‌گفت اين روش کريشنامورتي که طرف رو گويي کول مي‌کنه و تا رسيدن به اصل مطلب هدايت مي‌کنه و مي‌بره روشي است که من عملاً نمي‌تونم انجام بدم و اگه کسي بخواد حرفاي منو بفهمه بايد قبلش کتابها رو مطالعه کرده باشه.

    چند تا خصوصيت خاص ديگه هم هست که وقتي آدم کتابهاي اين دو رو مي‌خونه متوجه تفاوت (و نه اختلاف) روش این دو می‌شه. شايد بعداً يه چيزايي بنويسيم دربارهء اينها. تو هم اگه ميدوني بنويس.

    نوبادي چند وقتي هست داره ترجمه‌هاي مصفا و ديگران - از کتابهاي کريشنامورتي - رو تطبيق مي‌کنه. انصافاً هيچکدوم از ترجمه‌هاي موجود به پاي دقت و سادگي و شيوايي ترجمه‌هاي مصفا نيست. (آقا داوود به پیرمرد بگید، پورسانت تبلیغات ما یادش نره!)

 

+ نوشته شده در  جمعه هشتم اردیبهشت 1385ساعت   توسط nobody  | 

   محمدجعفر مصفا در مورد بسیاری از مطالب و موضوعات سکوت می‌کند و چيزي نمي‌گويد. گاهي ديگران به اصرار از او مي‌خواهند در مورد موضوعي نظرش را بگويد اما او يا طفره مي‌رود و يا مستقيماً و رک مي‌گويد که چرا دربارهء آن موضوع صحبت نمي‌کند.

   کريشنامورتي در مورد بسياري از اين موضوعات حرفش را مي‌زند اما او هم مطالبي را عمداً عنوان نمي‌کند و مشخص است که عامداً اين کار را مي‌کند.

   خوب، معلوم است که بعضي مطالب را نمي‌توان در برخي جوامع که محدوديت‌هاي خاص عقيدتي وجود دارد، عنوان کرد. اينگونه مطالب هم مشخص است که محتوايشان چيست. و اکثراً خود مخاطبان مي‌توانند حدس بزنند که نظر سخنگو دربارهء آن مطلب (ممنوعه!) چه می‌تواند باشد. و بيهوده اصرار مي‌کنند.

   اما مطالبي هم در مباحث خودشناسي (و نه عقاید - فرق هست بین این دو) وجود دارد که اینها عمداْ دربارهء این مطالب پاسخی به پرسش کننده نمی‌دهند. فکر مي‌کنيد چرا؟

 

+ نوشته شده در  جمعه یکم اردیبهشت 1385ساعت   توسط nobody  |