باز هم سکوت
سکوت شاید اصلیترین موضوعی باشه که محمدجعفر مصفا و کریشنامورتی و همینطور مولانا به اون دائماً اشاره میکنند. آخر غزلهای مولانا معمولاً به توصیه یا اشاره به سکوت تموم میشه.
اصلیترین لم برای تحقق سکوت نگاه است. تماشای صرف، بدون رد یا قبول، بدون تعبیر. فقط و فقط نگاه. نگاه به چی؟ نگاه به آنچه هست. "آنچه هست" چیه؟ آنچه در ذهن داره میگذره، فکر، فکرها. نگاه کن که این فکرها چطور دارند پشت سر هم قطار میشند.
تشبیهاً خودت رو مثل یک تماشاگر فیلم بدون که نشستی داری فیلم فکرها رو تماشا میکنی. رفته رفته درمییابی که حتی این کسی هم که داره فیلم رو تماشا میکنه، خودش جزو فیلمه! و رفته رفته هیچ، عدم و نیستی رو تجربه میکنی.
اهل تجربه باش، این صد بار! نشین راجع به این فکر کن كه حالا بعدش چی. برو و سکوت رو عملاً تجربه کن. خلوت کن و به مراقبه بشین.
از ما گفتن!
